موضوعات





مردمان زرده کرمانشاه قربانیان فراموش شده بمباران شیمیایی صدام / مهدی خالوندی
"امروز در گوشه ای از بهشت ریجاب مردمانی زندگی می کنند که به عذابی بس دشوار دچار شده اند که تا سالیان سال دود آن به چشم باز ماندگان این قوم خواهد رفت. در زرده نفس ها به شمارش افتاده، چشم ها دیگر سو ندارند، سرطان به همه کوچه ها سرک می کشد و زوج ها جوان فرزندی سالم ازخدا طلب می کنند، آنها مردمانی فراموش شده در عرض تاریخند."
ادامه گزارش در ادامه مطلب . . . .


کُردپرس _ استفاده از سلاح های شیمیایی در جریان جنگ تحمیلی یکی از نا جوانمردانه ترین اعمال حزب بعث و صدام حسین در قبال مردم بیگناه ایران و حتی شهروندان کُرد عراقی بود که در روزهای پایانی جنگ بارها مورد استفاده قرار گرفت. جنایاتی که در حق مردمان بی دفاع حلبچه، سردشت، نودشه و تعدادی از روستاهای مرزی هرگز از یادها نخواهد رفت و تا هزاران سال دیگر نیز محکوم خواهد شد. اما آنچه که شاید از بمباران شیمیایی این مناطق تاسف بارتر باشد بی توجهی به قربانیان حملات شیمیایی در برخی از مناطق است که رنج و مصیبت آنها بعضاً دیده نشده و یا با بی مهری مسئولان، رسانه ها و حتی مردم مواجه شده اند و کم نیست تعداد کسانی که سال هاست نفس هایشان دیگر طعم اکسیژن نمی دهد و چشم هایشان رنگ آبی آسمان را فراموش کرده و تن های شان میزبان مهمان های ناخوانده است و سالهاست که ارتش بعث بر روی اعصاب و روانشان رژه می رود.
مظلومیتی حبس شده در دل کوه های دالاهو
شاید کمتر ایرانی و حتی کرمانشاهی از بمباران شیمیایی روستای زرده از توابع دهستان بان زرده شهرستان دالاهو در 31 تیر 67 خبر داشته باشد و یا حتی اسمی از آن شنیده باشد. روستایی که در اثر بمباران شیمیایی شاهد یکی از دردآورترین جنایت های بیشمار حزب بعث و صدامیان بر علیه مردم ایران بود. با وجود اینکه در این بمباران نزدیک به 275 نفر جان خود را از دست دادند و صدها نفر دیگر در معرض گازهایی شیمیایی قرار گرفتند اما کمتر اسمی از آنها برده شده است و با ابراز تاسف شدید در طول سالیان گذشته مورد بی توجهی، نامهربانی و کم لطفی مسئولان کشور، استان و رسانه های جمعی قرار گرفته اند. مردمانی که امروز رنگ رخسارشان با نام روستایشان عجین شده است، سال هاست که در پس کوه های دالاهو مظلومیت خود را فریاد می زند اما پژواک صدایشان در دل این ارتفاعات سر به فلک کشیده گم شده است. امروز در گوشه ای از بهشت ریجاب مردمانی زندگی می کنند که به عذابی بس دشوار دچار شده اند که تا سالیان سال دود آن به چشم باز ماندگان این قوم خواهد رفت. در زرده نفس ها به شمارش افتاده، چشم ها دیگر سو ندارند، سرطان به همه کوچه ها سرک می کشد و زوج ها جوان فرزندی سالم ازخدا طلب می کنند، آنها مردمانی فراموش شده در عرض تاریخند.
بابا یادگار قربانگاه زوار
"ساعت از 6 صبح گذشته بود، مردمان زیادی برای به جا آوردن آیین های عید قربان و زیارت در جوار مرقد "بابا یادگار" گرد هم جمع شده بودند که ناگاه دو فروند از هواپیماهای عراقی در آسمان زرده نمایان شدند، هواپیما ها ابتدا عبور کردند اما چند دقیقه ای نگذشت که باز سراغشان آمدند و با فرو ریختن بمب های شیمیایی خود بر سر مردم، عید قربان را به قربانگاه زوار بابا یادگار تبدیل کردند."
«سید جواد حسینی» دهیار روستای زرده و یکی از مصدومان بمباران شیمیایی که با 25 درصد جانبازی  از مشکلات ریوی سال هاست رنج می برد، در مورد خاطرات خود از روز حادثه می گوید: اهالی روستا اطلاعی از بمب شیمیایی نداشتند و اصلاً نمی دانستند که بمب شیمیایی چیست. مردم فکر می کردند هواپیماهای عراقی بازهم می خواهند اعلامیه پخش کنند.
وی افزود:" اما لحظه ای نگذشت که یکی پدرش را صدا می زد و دیگری فرزندش را که بیدار شو، یکی از سوزش چشم هایش ناله می کرد و دیگری آن طرف تر در حال خفه شدن بود."
حسینی ادامه داد:" تنها دو نفر گروهبان که در مراسم حضور داشتند متوجه حمله شیمیایی شدند و به کمک مردم آمدند که متاسفانه آنها نیز شهید شدند."
وی یادآور شد:" زمانی که مردم تازه متوجه شدند که قضیه از چه قرار است، عده ای از ترس مواد شیمیایی خود را داخل آب انداختند بی خبر از آنکه یکی از بمب ها داخل چشمه خورده است و این وضعیت مردم را تشدید کرد."
از پیرزنی که خودش، فرزندانش و حتی نوه اش از عواقب این مصیبت بی نصیب نبوده اند در مورد آن روز سوال می کنیم، می گوید:" هرکسی که ماشین داشت خود را به بیمارستان رساند و مابقی ماندند و تا دو روز فقط جنازه ها را خاک کردند که بعد از دو روز گفتند منافقین آمده اند و ما مجبور شدیم به کوه دالاهو فرار کنیم و تا سه روز در کوه ها ماندیم تا اینکه قائله منافقین در مرصاد به پایان رسید."
وی ادامه داد:" در این سه روز کسانی که دچار عوارض شیمیایی شده بودند عوارض آنها تشدید شد زیرا به علت بسته بودن راه ها در زمان حمله منافقین نتوانستند خود را به بیمارستان برسانند."
عدم ثبت جانبازی؛ نداشتن مدرک بالینی یا کوتاهی مسئولین
تعداد زیادی از اهالی روستا که از عوارض تاثیر مواد شیمیایی رنج می برند متاسفانه بعد از گذشت 25 سال از وقوع این حادثه همچنان فاقد درصد جانبازی هستند و  مسئولان بنیاد جانبازان به بهانه نداشتن مدرک بالینی از خود رفع مسئولیت می کند.
قریب به اتفاق کسانی که درصد جانبازی ندارند مشکل اصلی را ناشی از عملکرد سرپرست وقت بنیاد شهید شهرستان کرند ( رئیس فعلی بنیاد شهید استان کرمانشاه) می دانند که با سهل انگاری خود مانع از تحت پوشش قرار گرفتن مصدومان این حادثه شده است.
«شیر محمد کریمی» رئیس شورای روستا که خود نیز از عواقب مواد شیمیایی بی نصیب نمانده است، با انتقاد از رئیس بنیاد شهید وقت شهرستان، گفت: چرا باید تا سال 80 حتی یک نفر از اهالی این روستا به عنوان جانباز شناخته نشود و بعد از 13 سال به سراغ ما بیایند.
وی افزود:" آن زمان مسئولین بنیاد شهید و امور ایثار گران شهرستان حتی این زحمت را به خود ندادند که این مساله را به استان گزارش دهند چه برسد به اینکه درسطح کشور مطرح شود، حتی به استان منعکس نشد که 275 نفر در این روستا بر اثر مواد شیمیایی شهید شده اند.
کریمی ادامه داد:" تا سال 80 در این روستا حتی یک نفر از اهالی و مصدومان شیمیایی تحت پوشش بنیاد جانبازان نبوده اند و این در حالیست که این اتفاق در 13 سال پیش از آن رخ داده است، آیا این بزرگترین ظلم در حق این مردم نیست."
وی خاطرنشان کرد:" در سال 80 اولین کمیسیون برگزار شد و تنها کسانی را که در زمان بمباران در بیمارستان بستری شده و دارای مدرک بالینی بودند را آن هم به صورت کیلویی از 5 درصد تا 40 درصد شامل درصد جانبازی معرفی کردند اما مابقی که پرونده بیمارستان نداشتند بی نصیب ماندند و این درحالیست که کسانی در این روستا زندگی می کنند که وضعیت شان بسیار وخیم تر از این افراد است."
وی در مورد علت نداشتن پرونده بالینی عده ای از اهالی روستا، گفت:" آن روزها درب هر خانه ای شیون و زاری بود تا چند روز مردم فقط مشغول دفن اجساد عزیزان خود بودند، در ضمن چند روز پس از بمباران شیمیایی روستا حمله منافقین آغاز شد که با بسته شدن راه ها مردم نتوانستند خود را به بیمارستان برسانند."
کریمی تاکید کرد:" تا قبل از مساله شیمیایی حتی یک مورد خودسوزی در این روستا سابقه نداشته است و این در حالیست که در این سالها 24 نفر اهالی در اثر مشکلات ناشی از تاثیر مواد شیمیایی و فقر اقدام به خود سوزی کرده اند."
وی در خاتمه تاکید کرد: اگر مرم ما دچار عوارض شیمیایی نشده اند پس چرا در این سالیان 98 مورد سرطان ریوی و خون در روستا مشاهده شده است."
«سعدالله اعظمی» 36 ساله که در اثر مجاورت با این مواد شیمیایی بینایی خود را از دست داده است و از ناراحتی اعصاب و مشکلات تنفسی رنج می برد و همچنین آثار تاول ها در همه جای بدنش مشهود است، می گوید:" آن زمان من در حدود 12 سال سن داشتم و در سلامت کامل مشغول ادامه تحصیل بودم که بر اثر مجاورت با این مواد شیمیایی به مرور زمان با نمایان شدن تاول های بر روی پوست بدنم عوارض بیماری در من آشکار شد."
وی افزود:" پس از دو سال بینایی خود را به صورت کامل از دست دادم و الان اصلاً خواب ندارم و دچار تشنج های شدید می شوم."
اعظمی که نام او به عنوان جانباز ثبت نشده است، می گوید:" متاسفانه می گویند با توجه به اینکه شما مدرک بالینی ندارید، جانبازی به شما تعلق نمی گیرد و این در حالیست که من به عنوان یک از شاهدان بمباران شیمیایی زرده در دادگاه لاهه حاضر شدم و آنها شیمیایی شدن مرا تایید کردند، اما متاسفانه مسئولان خودمان ارزشی برای آن قائل نیستند."
وی یادآور شد:" تاکنون چندین بار به کمیسیون پزشکی رفته ام و به رغم اینکه پزشکان متخصص و فوق تخصص مشکلات مرا ناشی از تاثیر مواد شیمیایی می دانند اما فعلاً خبری از درصد جانبازی نیست و بهانه اصلی آنها نیز نداشتن مدرک بالینی است."
وی افزود:" امسال نیز دو مرحله در کمیسیون پزشکی شرکت کرده ایم که فعلاٌ خبری نشده است."
«علی هاشمی نیا»فرماندار دالاهو در این مورد به خبرنگار کُردپرس می گوید:" هرچند که آمارهای غیر رسمی حکایت از شهید شدن 275 نفر در آن روز دارند اما در ابتدا برای 67 نفر تشکیل پرونده شده است که در حال حاضر 48 نفر از اهالی روستای زرده به عنوان شهید دارای پرونده هستند و 220 نفر نیز به عنوان جانباز تحت پوشش قرار دارند."
وی افزود:" آمارهای مجروحین در حال افزایش است و با کمیسیون های دیگری که در سال جاری برگزار شده است احتمال ثبت افراد بیشتری به عنوان جانباز وجود دارد."
مصوبات سفر رهبری مرهمی بر درد مردم زرده
مردمانی که سال ها با نامهربانی های مسئولان استان ساخته بودند و دیگر امیدی به تغییر وضعیت خود نداشتند، با سفر مقام معظم رهبری در مهر ماه سال 90 به استان کرمانشاه مورد لطف و عنایت ویژه ایشان قرار گرفتند. در این سفر رهبر انقلاب که خود در زمان جنگ تحمیلی از نزدیک شاهد رشادت های مردمان این دیار بودند با فرستادن نمایندگانی به این روستا و در نظر گرفتن طرح های ویژه ای گامی اساسی را برای تسکین آلام این مرزداران غیور برداشتند.
فرماندار دالاهو با اشاره به مصوبات سفر رهبری برای این شهرستان، گفت:" در سفر مقام معظم رهبری مصوبات ویژه ای برای روستای زرده با ارزش یک میلیارد و 680 میلیون تومان در نظر گرفته شد که می تواند تحولی اساسی را برای این روستا به دنبال داشته باشد."
هاشمی نیا، احداث سالن ورزشی، حسینه، احداث و تکمیل 2 استخر ذخیره آب باغات، اجرای طرح هادی روستا، بهسازی و آسفالت راه روستا به بقعه "سید محمد" و اهدای یک دستگاه آمبولانس برای انتقال مصدومین شیمیایی را از جمله مصبات سفر رهبری در این روستا عنوان کرد که با جدیت در حال پی گیریست.
« شیر محمد کریمی» رئیس شورای روستا با قدردانی از توجه ویژه مقام معظم رهبری به مردم زرده، گفت:" اقدامات بسیار خوبی از آن زمان برای روستا انجام گرفته و طرح هایی که خود اهالی پیشنهاد دادند همه تصویب شده و در کمتر از 2 ماه کار اجرایی آنها شروع شد."
و این داستان ادامه دارد....
هنوز هستند کسانی که بر اثر عوارض مواد شیمیایی جان خود را از دست می دهند که آخرین آنها « بوچان صید مرادی» است که در سن 43 سالگی بر اثر ابتلا به سرطان خون قربانی زیاده خواهی های صدام شده و سه پسر خرد سال خود را با کوله باری از مشکلات ترک کرده است، فرزندانی که همچنان با این امیدوارند که شاید پرونده جانبازی پدر مرحومشان به سرانجامی برسد.
در این رستا زوج های جوانی زندگی می کنند که همواره نگران آینده فرزندان خود هستند و در اضطراب داشتن فرزندی سالم روزگار می گذرانند. بنا به گفته اهالی روستا در چند سال اخیر بیش از هشت مورد نوزاد به دنیا آمده که مشکلات جسمی شدید داشته اند و اکثر آنها منجر به فوت شده است.
«رامتین» 2 و نیم ساله یکی از قربانیان این پدیده شوم است که با مشکلات شدید عصبی وحرکتی مواجه است و تحت تاثیر عوارض این مواد شیمیایی دچار عقب ماندگی ذهنی شده است.
«منصور صفری» پدر این کودک که خود نیز از تاثیرات مواد شیمیایی رنج می برد و همچنین همسرش نیز جانباز پنج درصد است، می گوید:" ما دو فرزند داریم که یکی کاملا سالم است و دیگری از این مشکل رنج می برد."
وی افزود:" من برای اینکه اطمینان پیدا کنم دست به دامان آزمایش ژنتیک شدم که نتیجه آن هیچ گونه مشکلی را نشان نمی دهد و با وجود اینکه اکثر متخصصین مشکل «رامتین» را ناشی از تاثیر مواد شیمیایی می دانند اما هیچ مسئولی حاضر نیست این مساله را قبول کند."
صفری با بیان اینکه تاکنون بیش از 30 میلیون تومان هزینه درمان فرزندش کرده است، گفت:" از مسئولین خواهش می کنم یک تیم پزشکی را برای دادن مشاوره های لازم به زوج های جوان منطقه به کار بگیرند تا حداقل دیگر هیچ پدر و مادری به سرنوشت ما دچار نشود."
وی با بیان اینکه، هیچ کس نمی داند ما چه رنجی می کشیم مگر آنهایی که خود به درد ما دچار شده باشند، گفت:"هیچ دستگاهی تشخیص نمی دهد که از لحاظ روانی چه بر سر ما آمده است."
زرده را دریابید
ما که در قالب یک تیم دو نفره به همراه دو تن از کارمندان فرمانداری دالاهو برای تهیه گزارش به روستای زرده رفته بودیم با استقبال گرم اعضای شورا و اهالی روستا مواجه شدیم، هرچند که آنها نهایت همراهی را با ما داشتند اما امید چندانی به مثمر ثمر بودن این گزارش ها نداشتند. سخن همه آنها  تقریباً یکیست« خبرنگاران و رسانه های زیادی به زرده آمدند اما کسی صدای ما را نشنید» و یا اینکه یکی از اهالی می گوید:«دنیا صدای مظلومیت مردم زرده را شنید اما مسئولان ایرانی نمی شنوند و حتی کمتر کسی در استان کرمانشاه می داند که این روستا شیمیایی شده است.»
سخن پایانی من با مسئولان و دست اندر کارانی است که می توانند اندکی از دردهای این مردم را کاهش دهند. هرچند که مادیات نمی تواند جوابگوی این فاجعه انسانی شود اما حداقل مرهمیست بر زخم کهنه ای که بر تن و روح و روان مردمان این دیار به یادگار مانده است. اهالی زرده که بخش عمده آنها با مشکلات اقتصادی زیادی دست به گریبانند، این توانایی را ندارند که برای درمان عوارض ناشی از تاثیر بمباران شیمیایی هزینه های سرسام آور را پرداخت نمایند. در این روستا افراد زیادی از عواقب بمباران شیمیایی رنج می برند که متاسفانه در این سال ها دیده نشده و یا مورد کم لطفی برخی از مسئولین قرار گرفته اند، آنها چیزی بیش تر از حقشان و لحاظ شدن درصد جانبازی نمی خواهند. حرف دل همه بازماندگان آن بمباران کذایی چیزی نیست جز اینکه در آن سال بیش از یک هزار و 800 نفر از اهالی روستای زرده در معرض مواد شیمیایی قرار گرفته اند که بارها این مساله تایید شده است، اما حق بسیاری از آنها در این سال ها ضایع شده است که امروز دولت مردان باید با نگاهی ویژه تر این حق از دست رفته را به آنها باز گردانند.
در پایان شما را به خواندن سخنان«علیزمان اعظمی» به عنوان پدری رنج کشیده از مردم زرده ترقیب می کنم که با لحنی سوزناک از دردی گران می گوید.«آنقدر درد دل داریم که دیگر از حد خارج شده است، پسرم را دو مرتبه برای شرکت در دادگاه لاهه به هلند برده اند و چندین بار است که خبرنگاراهای زیادی را خسته کردیم و نامه های زیادی از دفتر ریاست جمهوری آورده ایم اما بنیاد شهید به بهانه نداشتن پرونده بالینی زیر بار نمی رود. همه حرفشان این است که پرونده بالینی ندارد، خودم پس از بمباران 14 روز در بیمارستان بستری بودم اما کسی ندانست پرونده ام را به چه کسی دادند. یک ماه پیش یک میلیون و ششصد هزار تومان هزینه بیمارستان پسرم در تهران بوده است، اگر به خدا اعتقاد دارید هیچ درآمدی در عالم ندارم، نه گوسفندی و نه باغی و کشاورزی فقط خدا و یک یارانه دولت  و مقرری کمیته امداد را دارم که کفاف مخارج زندگیم را نمی دهد. الان چهار فرزند پسر دارم که همه مجردند و پولی در بساط ندارم که به زندگیشان سامان دهم.» 
 
منبع : خبرگزاري  كرد پرس    http://kurdpress.com


ارسال شده در مورخه : سه شنبه، 12 شهريور ماه، 1392 توسط zardeh  پرینت
کاربرانی که به این خبر امتیاز داده اند.(قرمز رأی منفی و آبی رأی مثبت):

zardehir , photovaran , yar

مرتبط باموضوع :

 مراسم گراميداشت شهدا بمباران شيميايي زرده  [ چهارشنبه، 31 تير ماه، 1394 ] 54 مشاهده
 يادواره شهداي بمباران شيميايي روستاي زرده  [ ، -78 فروردين ماه، -621 ] 94 مشاهده
 
نام شما: [ کاربر جدید ]

(ضروری): 
(ضروری): 
نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

امتیاز دهی به مطلب

انتخاب ها


 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت

اشتراک گذاري مطلب

zaitoon